محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
105
مخزن الأدوية ( ط . ج )
باب اول : در بيان ادويهاى كه حرف اول آنها الف است فصل الالف مع الالف آبار به مد الف و فتح باى موحده و الف و راى مهمله . ماهيت آن : رصاص اسود محرق است به يونانى اموليقون نامند و گويند اموليقون اسم رومى آبار است و به هندى بنگ به فتح باى موحده و سكون نون و كاف فارسى نامند و همچنين اسرنج و مرداسنج نيز از سوخته رصاص اسود حاصل مىشود . شيخ الرييس در مفردات قانون فرموده الآبار و الآتك هما الرصاص الاسود . و بالجمله طبيعت آن : سرد و خشك در دويّم است . افعال و خواص و منافع آن : مجفف و جالى و محلل و اكتحال مغسول آن جهت حرقت چشم و جوشش آن و ذرور آن جهت جراحت خصيه و اعصاب و بواسير و زخمهاى كهنه و سرطانى و نزف الدم و سيلان رطوبات و طلاى آن با روغن گل سرخ جهت خروج مقعده و با سركه جهت تحليل ورمها و استسقا نافع . بدل آن : اسرنج است . مضار آن : خوردن آن كشنده اصلاح آن : قى كردن به روغن و اشياى دهنيه و امراق دسمه بود و دستور احراق و غسل و شيافات آن در قرابادين تأليف اين فقير مسمى به مجمع الجوامع ذكر يافت و دستور احراق و غسل آن در مقدمه اين كتاب نيز مذكور شد . آبنوس به مد الف و كسر باى موحده و ضم نون و واو و سين مهمله معرب ابانس يونانى است و به فارسى و به هندى نيز بدين اسم مشهور است و به رومى انكسينس و به يونانى سيفافيطوس نامند . ماهيت آن : گويند درختى است شبيه به درخت عناب و بسيار عظيم مانند گردكان و از آن بزرگتر و ثمر آن مانند انگور و زرد رنگ مايل به سرخى و با حلاوت كمى و عفوصت بسيار و در اوايل ميزان مىرسد و از درخت فرود مىآورند و برگ آن شبيه به برگ صنوبر و عريضتر از آن و خزان نمىكند و تخم آن مانند تخم حنا و گل آن نيز مانند گل حنا و شنيده شده كه چوب آن در هنگام بريدن درخت آن كم رنگ مىباشد مدتى در آب مىاندازند رنگين سياه براق مىگردد و نيز شنيده شده كه درخت كابهه بعينه شبيه به درخت آبنوس است و فرق آن است كه آبنوس چون اكثر در كوهستان مىرويد درخت آن بلندتر و چوب آن سياهتر مىباشد و كابهه چون در بساتين و غير كوهستان نيز مىرود درخت آن پهن و سياهى چوب آن اندك كمتر است و آن دو قسم مىباشد : يكى هندى و ديگرى حبشى و قسم حبشى آن سياهتر و صلبتر و املستر و سنگينتر از هندى و در وقت بريدن و تخته كردن از جوف چوب آن جابجا رگههاى رمل و سنگريزهها برمىآيد و شيشم كهنه نيز شبيه به آبنوس كمرنگ با اندك خطوط سفيد و ذو طبقات و درخت آن بسيار عظيم مىشود به حدى كه تخته آن تا به دو ذرع دست عريض ديده شده و بعضى اين را نوع هندى آن دانستهاند و شايد چنين نباشد زيرا كه تخته چوب آبنوس سياه از يك شبر و نيم زياده ديده و شنيده نشده و اين در صلابت بدان مرتبه نيست و هر سه قسم را چون در آب اندازند فرو مىرود خصوص دو قسم اول و طعم چوب آبنوس اندك لذاع و گزنده و قابض زبان است و چون بسوزانند چوب تر و تازه آن را رايحه طيب باشد و همين فرق ميان اصلى و غير اصلى آن است و خشك آن مشتعل گردد و مستعمل اطبا بيشتر حبشى و بعد از آن هندى سياه رنگ و صلب املس آنست كه مانند شاخ خرّاطى كرده باشند و چوب آن را چون بشكنند اندرون آن كثيف و چون بسايند ساييده آن اندك ياقوتى رنگ بود و مترجم كتاب ابو ريحان در صيدنه خود گفته كه آن دو نوع است يكى ملمع از سياهى و زردى و آن را از سواحل زنگبار و جزاير ايشان آورند و اهل زنگبار آن را ميكوا خوانند و وصف درخت آن را قريب بدانچه ذكر يافت نوشته و نيز گفته كه در